سلام سلام

 

دسته دوم لغتها:

((البته باز هم به شیوه قبل))

 

1- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "شما درک و فهم خوبی از گرامر انگلیسی دارید یا ندارید. به عبارت دیگه گرامر را بخوبی متوجه می شوید."(درک)

I have a good grasp of English grammar.

I have not a good grasp of English grammar.

 

 

2- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "منظور از فلان اسمی که رو پیراهنت نوشته شده چیه؟"(منظورجریان)

What’s with the name printed on your T-shirt?

 

از عبارت what is with که در جمله بالا بهش اشاره کردم می تونید جاهای دیگه هم استفاده کنید. فرض کنید می خواهید بگویید معنا و مفهوم کلمه "ناجا" که بر روی ماشین های پلیس نوشته شده چیه؟

What’s with the “NAJA”?

 

 

3- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "قصد دارید برای چند روزی بروید از خونه بیرون و از همسایه می خواهید که مواظب خونه شما باشه!" (مواظب بودن)

Would you please keep an eye on our house while we’re away?

 

 

14- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "من می تونم با استرس مقابله کنم." "به عبارت دیگه می تونم استرس رو کنترل کنم."(کنترل کردن)

I can handle stress.

 

 

15- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "دوست دارم رئیس خودم باشم." (رئیس خود)

I like being my own boss.

 

 

16- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "من این کار را عمدا انجام ندادم." (عمدااز روی قصد)

I didn’t do it deliberately.

 

 

17- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "من به راحتی می توانم در مورد موضوعات مختلفی به زبان انگلیسی صحبت کنم. یا نمی تونم." (صحبت و گفتگو کردن)

I can converse freely on many topics in English.

I can’t converse on many topics in English.

 

مثال دیگه از همین فعل: موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "صحبت کردن با شما دلپذیر و خوش آیند است." (صحبت کردن)

It is pleasant to converse with you.

 

 

18- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "دوست دارم همسرم شخصی روشن فکر – گشاده فکر – آزاده و پذیرای عقاید و افکار نو باشه." (روشن فکر...)

I like my wife to be open-minded.

 

 

19- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "در دفاع از خودم باید بگم که من از قبل هیچ چیز در مورد این موضوع نمی دونستم." (در دفاع از خودم)

I have to say in my defense that I knew nothing about it beforehand.

 

 

20- موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: (مثلا وقتی کسی به شما سلام نمی کنه) "نگران و ناراحت نشو اگه او سلام نمی کنه بخاطر اینکه حالش اینطوره. رفتارش اینطوره." (حالش اینطوره)

Do not worry if she doesn’t say hello, it’s just her way.

 

 

می خوام در آپدیت بعدی در مورد تلفظ صحیح بنویسم نظر شما چیه؟ حقیقتا عزیزانی که این وبلاگ رو می خونند موارد متفاوتی مد نظرشون هست بعضی ها دلشون می خواد که روی گرامر کار کنم بعضی ها لغت. خودم هم مباحث زبان شناسی!!! نمی دونم چیکار کنم!! به نظر شما من چیه راهکاری می تونم در پیش بگیرم تا به همه درخواستها پاسخ بدم البته به صورتی که انسجام مطالب بهم نخوره!! Any idea?

 

^^^^^ منتظرما ^^^^^

Bye,

Mohammad

 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٧:٤۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :

 

سلام و صد سلام

 

امروز می خوام در مورد تفاوت بین should و must صحبت کنم. همه می دونیم که هر دو اینها به معنای "باید" هستند. ولی تفاوتشان در چیست؟؟ در یک جمله کوچیک اگه بخوام خدمتون عرض کنم باید بگم که should بیشتر جنبه اخلاقی و توصیه ای داره ولی must جنبه اجبار و زور.

 

اما توضیحات بیشتر....

 

به کاربردهای should توجه کنید:

 

کاربرد اول: توصیه (advice):

 

وقتی که می خواهید به کسی توصیه ای بکنید از should استفاده کنید. نمونه این جملات در زبان فارسی بسیار وجود داره. مثلا وقتی به کسی می خواهید بگویید که "شما نباید الکل بنوشید" یا "شما باید بیشتر مطالعه کنید". به معادلهای انگلیسی این جملات توجه کنید:

You shouldn’t drink alcohol.

You should study more.

 

کاربرد دوم: انتظار (expectation):

 

کاربرد دوم should انتظار داشتن است. یعنی چه؟ ببینید یه وقتی هست که شما انتظار دارید یه عملی به درستی اتفاق بیفته. چطور؟ فرض کنید که شما می خواهید بروید فرودگاه. خب؟ بعد ترافیک زیاد نیست. خیابونها خلوته. فاصله شما تا فرودگاه 5 کیلومتره و تا حالا 10 مرتبه این مسیر رو رفتید و اومدید. خب شما در این موقع اگه بگید که ما باید در عرض 20 دقیقه (با توجه به شرایطی که ذکر کردم) به فرودگاه برسیم. معادل "باید" should است یعنی باید از should استفاده کنید چون انتظار دارید که مسیر رو در عرض 20 دقیقه بروید.

We should reach the airport in about 20 minutes.

 

 

مثال دوم: فرض کنید کسی از شما سراغ همکلاسیتون رو میگیره و قبلا هم همکلاسی شما به شما گفته که میره خونه. خب شما انتظار دارید که اون الان خونه باشه پس میگید:

 

My classmate should be home now.

 

 

اما کاربرد must:

قدغن – منع – نهی (prohibition):

 

وقتی که می خواهید کسی را منع کنید از انجام کاری و اصلا قصد توصیه کردن بهش رو ندارید چون (مثلا فرض کنید) که رئیس هستید یا مسئول جایی هستید. تا حالا دیدید که تو پارک یکی میاد به شما میگه آقا روی چمن راه نرو؟ اینجا بحث نهی کردن هستش و نه توصیه کردن. به معادل انگلیسی این جمله دقت کنید:

You must not walk on the grass.

 

 

مثال دوم: تا حالا دیدید که کسی تو اتوبوس سیگار بکشه؟!! (من که تا حالا ندیدم.) حالا اگه کسی تو اتوبوس سیگار کشید شما شاید به اون بگید که آقا شما نباید در اتوبوس سیگار بکشید. معادل انگلیسی جمله شما میشه:

You must not smoke in the bus.

 

 

 

بکار بردن should در یک جمله به این معنا نیست که نمیشه must را در همان جمله بکار برد. بعضی ها فکر می کنند که وقتی should را در یک جمله بکار بردند دیگه نمی تونند از must در همون جمله استفاده کنند. این تفکر غلطیه که در بین افراد زیادی که مشغول یادگیری زبان انگلیسی هستند وجود داره. باید توجه داشته باشید که گرامر هیچ گاه به شما نمی گوید که چی بگید!!! (دقت کنید فهم این جمله یکم سخته!). شما باید شرایطتون رو درک کنید بعد اگه مسئله اخلاقیه و می خواهید به طرفتون توصیه کنید از should استفاده کنید اما اگه شما رئیس هستید یا در شرایطی هستید که می تونید زور حاکم کنید از must استفاده کنید. تمام///

 

برای بار دوم می خوام خدمتون عرض کنم که گرامر ذاتا یادگرفتنش سخته و طول میکشه زمان بره. گرامر مانند لغت نیست که با دو مرور کردن برای همیشه یادش بگیریم. من خودم اعتراف می کنم که بعضی اوقات یادم میره که S سوم شخص را در جای خودش استفاده کنم.

 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :

 

سلام

دوست یکی از دوستای گرامی بنده یه سوال گرامری پرسیده اند که جوابشون رو میدم امیدوارم شما نیز با خوندن سوال ایشون و جواب بنده بر دانش زبان انگلیسی خود بیافزایید ولی قبل از هر چیز می خوام یه چیزی رو در مورد گرامر خدمتون عرض کنم اینکه هنگام یادگیری زبان توجه داشته باشید که گرامر مانند لغت نیست که با یک بار یا دوبار خوندن و حفظ کردن به راحتی یادش گرفت. گرامر ذاتا اینطوریه که به آسونی یاد گرفته نمی شود حالا اگه این مشکل ذاتی با تدریس بد همراه بشه که دیگه واویلا. شاید باورتون نشه ولی من فردی رو سراغ دارم که الان حدود 6 ساله که در یک کشور انگلیسی زبان زندگی میکنه ولی در حال حاضر باز هم گاهی اوقات یادش میره که s سوم شخص حاضر رو به افعال اضافه بکنه. خلاصه باید خدمتون عرض کنم که انتظار نداشته باشید که گرامر رو به آسونی لغت یاد بگیرید. یاد گرفتن گرامر زمانبر هستش.

 

اما سوال: ایشون پرسیده اند که تفاوت بین will و would چیست؟ همچنین می خواهند بدونند که کی گذشته will       would میشه؟

 

 

من کاربرد هر کدوم از این دو رو می نویسم با مطالعه دقیقش تفاوتشون رو دریابید.

 

 

کاربردهای will:

کاربرد اول: آینده ساده

Example: The meeting will begin at eight o’clock.

 

 

کاربرد دوم: قول (وقتیکه می خواهید به کسی قول انجام کاری در آینده را بدهید)

Example: Don’t worry. I will be at the meeting on time.

 

 

کاربرد سوم: عزم (وقتیکه واقعا قصد انجام کاری را دارید)

Example: At the meeting. We will solve our financial problems if it takes all night.

جمله شرطی ای که در انتهای جمله فوق آمده عزم فرد رو در حل مشکلات نشون میده.

 

 

اما would:

کاربرد اول: درخواست مودبانه (Polite Request)

Example: Would you complete this assignment for Thursday?

این مورد به زمان آینده برمیگرده.

 

 

کابرد دوم: سوال از کسی در مورد انجام کاری (کمی با بالایی تشابه داره)

Example: Would you help me review for the chemistry exam?

Sure. I would be happy to help you review for it.

این مورد به زمانهای آینده و حال برمیگرده.

 

 

کاربد سوم: گاهی would در جملات نقل قول غیر مستقیم استفاده میشه!

Example: Tim says, “I’ll see you later.”

Tim said he would see us later.

 

 

کاربرد چهارم: نتیجه شرط (کابرد در جملات شرطی)

If I were rich, I would take a long vacation.

 

 

من توضیحاتمو نوشتم بازهم اگه جاییش مشکل داشتید تعارف نکنید بپرسید.

Do not hesitate to ask me if you have any questions.

 

 

(((نمی دونم چرا در محیط این وبلاگ بعضی جملات انگلیسی رو درست از چپ می نویسه ولی برخی را خیر! هر چی روی راست چین شدن و چپ چین شدن جملات کار می کنم باز هم درست نمیشه!!)))

 

 

راستی یه سوال دیگم پرسیده اند. خواستند که من کتابی در زمینه Listening در سطح پیشرفته (Advance) به ایشون معرفی کنم. حقیقتا من کتابی یا نواری سراغ ندارم که در سطح پیشرفته باشه. تنها چیزی که سراغ دارم 2 تا سی دی هستش که از یک سایت خارجی گرفته شده و در اون هم متن وجود داره و هم صدای نیتیو پخش میشه. به نظر خودم استاندارد هست و به نظر تهیه کننده سی دی مخصوص یادگیری زبان انگلیسی(special) .نمونشو توی پیامهای قبلیم گذاشتم میتونید دانلود کنید اگه به دردتون خورد و خوب بود بگید تا براتون هر 2 تا سی دی رو پست کنم.

 

All the best,

Mohammad

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٧:٠٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :

 

é@¥Ö¤¤AN TAHSIN MIKONAM IN SERVICE RO VA AZ AFRADI KE IN SERVICE RO RAHANDAZI KARDAND MOTOSHAKERAM.


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.   
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :

é@¥Ö¤£

SALAM - IN PAYAM RO BA ESTEFADEH AZ SERVICE JADIDE PERSIANBLOG ERSAL MIKONAM. AZ TARIGHE IN SERVICE MISHE WEBLOG RO BA ESTEFADE AZ MOBILE UPDATE KARD. M


این یادداشت توسط سرویس SMSblog ارسال شده است.   
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :

 

سلام

قصد دارم کم کم از مباحث زبانشناسی فاصله بگیرم و به آموزش بپردازم. راستش می خواستم از گرامر شروع کنم ولی دیدم که گرامر خیلی وسیعه و بهتره بزارمش برای یه وقت دیگه. برای امروز چند تا از لغات کاربردی زبان انگلیسی رو انتخاب کردم که با ترجمه براتون می نویسم.

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "من دیگه نمیتونم رفتار عجیب و قریب اون را تحمل کنم. (تحمل کردن)"

I can no longer tolerate his strange behavior.

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "من با این همه سر و صدا نمی تونم تمرکز کنم. (تمرکز کردن)"

I can’t concentrate with all that noise going on.

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "با شکم خالی نباید ورزش کنی. شکم خالی)"

You shouldn’t exercise on an empty stomach.

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "آهسته تر حرکت کن لطفا! من نمی تونم به تو برسم (پا به پای تو بیام)

Slow down please! I can’t keep up.

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "اگر با این بی دفتی به رانندگی ادامه دهی سرانجام کشته خواهی شد."

If you carries on driving like that, you will end up dead.

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "من طرف تو هستم! (طرف به معنای پشتیبان"

I’m on your side.

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "میشه لطف کنید و وقتی اینجا را ترک کردی درب ها را قفل کنی؟"

Would you be so kind as to lock the doors when you leave?

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "با یکم شانس به موقع به آنجا خواهیم رسید."

With a bit of luck, we’ll get there on time!

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "این یکم عجیب به نظر میرسه!"

It sounds a little odd.

 

 

موقعیتی را فرض کنید که می خواهید بگویید: "امروز کسلم!"

I’m in the doldrums today.

 

 

همونطور که دیدید من به جای اینکه یک لغت رو ابتدا ترجمشو بنویسم و بعد تو جمله بکار ببرم هی میگفتم "موقعیتی رو فرض کنید که" به نظر من اینطوری بهتر میشه یاد گرفت و اینطوری معنای اون کلمه بهتر تو ذهنمون می مونه و بهتر می تونیم هنگامیگه در یه موقعیتی مثل اون موقعیتها قرار میگیریم کلمه مناسب رو بخاطر بیاریم.

 

اکثر کلمات و جملاتی رو که دیدید از کتاب Oxford Advance Learner’s Dictionary انتخاب کرده بودم.

 

Bye,

Mohammad

 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :

 

سلام

امروز اول از همه می خوام از آقا مهدی مدیر وبلاگ imsblog.mihanblog.com تشکر کنم. راستش وبلاگ من تا قبل از راهنمایی ایشون بازدید کننده زیادی نداشت ولی با راهنمایی ایشون تونستم که بازدیدکنندگان وبلاگمو افزایش بدم. البته مقدارش زیاد نیست ولی نسبت به قبل افزایش پیدا کرده و منم راضیم.

 

ترجیح می دم که موضوع امروز رو دو مرتبه با یه سوال شروع کنم. " چه نوع متن انگلیسی به ما در یادگیری زبان بیشتر کمک می کند؟" به عبارت دیگه (To put it another way) " چه متنی برای ما مناسب است متنی که لغت زیاد داشته باشه؟ لغت کم داشته باشه؟ یا ... .

 

شما قبل از هر چیز باید توجه داشته باشید که ممکنه یک متن برای یک فرد مناسب باشه (The content (text) may be suited for someone) ولی برای دیگری خیر!!! چرا؟؟!!!!

 

دلیلش اینه که ببینید اکثرا توصیه می کنند که یک متن یک صفحه ای بین 5 تا 7 لغت جدید داشته باشه. یعنی متنی که فرضا دارای 30 لغت ناشناخته باشه می تونه برای شما مناسب نباشه. شما باید به مطالبی رو بیاورید که زیاد شما رو مجبور نکنه به دیکشنری مراجعه کنید. پس هیچ وقت خودتون رو مجبور نکنید که متنهای بلند با تعداد لغت زیاد بخونید.

 

یه سوال دیگه که اکثرا می پرسند اینه که آیا داستان انگلیسی خوندن به ما در یادگیری زبان کمک می کنه یا خیر؟

 

خدمتون شما باید عرض کنم که بله. داستان خوندن خیلی زیاد می تونه دانش زبان شما رو بالا ببره فقط به 2 مورد باید توجه کنید. 1 – تعداد لغت. همونطوری که قبلا خدمتون عرض کردم شما نباید داستانی رو بخونید که لغت جدید زیاد داشته باشه. خوشبختانه داستانها به 6 طبقه (stage) تقسیم میشه که در هر طبقه تعداد لغات جدید تا حدودی مشخص شده. من تعداد لغت های هر طبقه رو براوتن نوشتم می تونید مطالعه کنید:

 

Stage 1 = 400 new words

Stage 2 = 700 new words

Stage 3 = 1000 new words

Stage 4 = 1400 new words

Stage 5 = 1800 new words

Stage 6 = 2500 new words

 

Stage هر کتاب اولش نوشته شده.

 

2 – دومین مسئله ای که باید قبل از خواندن یک داستان به اون توجه کنید اینه که زبان داستان به زبان امروزی (Modern) باشه یا به قول معروف قدیمی – الد انگلیش (old English) نباشه. در این مورد می تونید از فروشنده سوال کنید تا داستانهای جدید رو به شما معرفی کنند یا به تاریخ نوشته شدن کتاب توجه کنید.

 

Take care,

Mohammad

 

 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز جمعه ۱ اردیبهشت ،۱۳۸٥
تگ ها :