سلام

امروز می خوام جواب نامه یکی از دوستانم رو بدم که شاید برای همه جالب باشه.

 

سلام

موقعی که کلاس زبان (زبانسرا) میرفتم اون هم با این همه دردسر و راه طولانی در نهایت انچه نصیبم شد خستگی از این کلاسها و در نهایت رها کردن کلاس در نیمه ترم.حتی دوستانی که ادامه دادند در نهایت راضی به انچه گذراندند نبودنداستاد یا مدرس ما دانشجوی رشته حسابداری دانشگاه ازاد بود اما واقعا زبان انگلیسی رو خوب حرف میزد (به نقل ازچند تا از همکلاسیهاش استاد زبان دانشگاه که اونو نمیشناخت بهش گفته بود شما چند سال توی امریکابودید منظورم اینهکه خیلی بدون لهجه صحبت میکرد) از این اقا وقتی سوال میکردم که خب هرچیزی رو که بخواهیم یاد بگیریم نیاز به روش علمی و حساب شده ای هست حالا شما چطور اینقدر مسلط شدید جواب عجیب و غریبی میداد میگفت خب من استعدادم خوبه توی یادگیری زبان!!در مورد اینکه چطور کلمات رو به لهجه امریکایی خیلی خوب تلفظ میکنم خب من سعی میکنم اون کلمه روپیش خودم تو ذهنم تصور  کنم که یه امریکایی چطور تلفظ میکنه خب امریکایی ها کلمات رو کوتاه میکنن و بعضی حروف رو به روش خاص تلفظ میکنن بعضی حروف رو ادغام میکنن من اینطور یاد گرفتم و... خب ماهم که اول کارمون بود و نمیدونستیم گیج شده بودیم فکر میکردیم خب ما باید چیکار کنیم

 (ایست وست)تدریس میکرد اما بیشتر کلاس رو بیشتر شوخی میکرد و این جملاتی که بیشتر انگلیسی خیابونی میگن واسمون میگفت خلاصه یه ترم وقت تلف کردیم از خیر یادگیری زبان ازکسی که بیشتر میخواست خودش رو نشون بده تا چیزی یادمون بده گذشتم کلاس رو ولش کردم تو این چند سال حتی از دبیرای زبان هم که میپرسیدم میگفتن باید لغت یاد بگیری همین کل روش یادگیری زبان که به من میگفتن همین بود

توی این چند سال اونقدر کلمات زبان رو خوندم اونقدر نوشتم و تو محل کار و اوقات مرده میخوندم که شاید تصور نکنید  اما اونچه حاصلم شده فکر کنم همون چهارم دبیرستانه

دنبال کتابهایی رفتم که چطور میشه زبان دوم رو تقویت کرد (((یه کتابی تهیه کردم به اسم

گسترش مهارتهای آموزش زبان دوم تئوری و عملی( محمود نور محمدی نشر رهنما)فکر میکنم بیشتر بدرد شما میخوره کتاب 600-700 صفحه ای و جامعی است با توصیه های مختلف.))

اگه یادتون باشه گفتم من مطالب زیادی با صدای گویندگان امریکایی با اصل مطلب نوشتاری اونها

دارم یکیشون رو گوش میدادم چند بار اول کلماتش نامفهوم بود حدود 15-20 بار گوشش دادم یه بار هم کلماتش رو از تو دیکشنری  در اوردم و معنا کردم کل معنی اونو متوجه شدم حالا وقتی تنها گوش میدم هم متوجه میشم کجای اون مطلبه هم معنی اونو با خوندنش متوجه میشم اما این روش خیلی زیادوقت گیر بود تا معنی کلمات رو استخراج کردم و تلفظ اونها رو جلوشون یادداشت کردم بارها گوش دادم اما باز هم تصور میکنم هنوز نمیتونم کلمات رو اونطور که اونها تلفظ میکنن  تلفظ کنم نمیدونم توی این کار بیشتر اهمیت رو روی درک معانی کلمات و جملات بگذارم یا بحث تلفظ و بالا بردن قدرت شنوایی(اگه درست گفته باشم) شما توصیه های عملی خاصی دارید  میتونید خیلی واضح و روشن توضیح بدید که دقیقا اگه جای من بودید و این کار رو میخواستید بکنید چیکار میکردید روش اصولی اون چیه هدف من از یادگیری زبان بیشتر گوش دادن و درک عمومی  اخبار انگلیسی وبرنامه های عادی است الان بعضی مواقع از سی ان ان برنامه ضبط میکنم و زیر نویسهای اونو  ترجمه میکنم

شما مطالبی رو که میخونید وکلماتی رو که نمیدونید و از دیکشنری استخراج میکنید یادداشت برداری میکنید یا فقط از حافظه استفاده میکنید بارها شنیدم که میگن از دیکشنری انگلیسی انگلیسی استفاده کنید

روزی به طور متوسط چقدر مطالعه میکنید

 ایا شما جملات خاصی رو هم حفظ میکنید (جملات انگلیسی)

من ریاضیاتم خیلی خوبه رشته دانشگاهم هم آمار بود با وجود این خیلی لز داشجو های رشته های ریاضی دانشگاه رو من ریاضی درسشون میدادم حالا اگه کسی میخواست یه مطلبی یا مبحثی رو یاد بگیره و واسش سخت بود باور کنیدبعد از چند سوال که ازم میکرد متوجه میشدم سرچشمه مشکلش از کجاست و دقیق میتونستم راهنمایش کنم که چطور گام به گام مشکلش رو به بهترین نحوی حل کنه اما توی این زبان انگار خیلی از دبیرای زبان هم خودشون مشکل دارن

 یا من یه مشکلی دارم و خیلی وسواس دارم!!!

 

توی یه کتاب خوندم که میگفت  اگر کسی توی انجام یه کاری موفق شد شما هم میتونید اون کار رو با موفقیت انجام بدید به شرط اینکه دقیقا همون کارهایی رو انجام بدید که اون انجام داد حتی اگه میتونید مثل اون هم نفس بکشید فکر کنید و...

حالا میخوام ببینم که شما چیکار میکنید نمیگم معجزه میکنید اما میدونم که بعضی کارهای کوچک بعضی گامهای کوچک و خاص نتایج عجیب وقابل ملاحظه ای ایجاد میکنن.

 

 

موارد زیادی در این نامه شما وجود داره که من باید جواب بدم. به موارد زیادی اشاره کردید. سعی می کنم همشو جواب بدم.

 

مورد اول – کلاسهای زبان: نمی دونم اون کلاسی که شما شرکت کردید چطور بوده. من ویژگیهای یه کلاس مناسب رو مختصرا خدمت شما عرض می کنم شما خودتون کلاسی رو که شرکت کرده اید با این که خدمتون عرض می کنم مقایسه کنید. ببینید کلاس خوب زبان انگلیسی کلاسی هست که از متد خوبی استفاده بکنه. متد های خوبی که بر کلاسی های زبان حاک هست چندتایی میشه و هر کدوم کتاب مخصوص خودش رو داره. حالا نکته اینجاست که اون کتاب به روشی که مورد نظر متدنویسان بوده تدریس بشه. مثلا کتابهای Interchange برای هر بخشش باید حداقل 5 کار استاد بکنه در مدت زمان  مشخص. توجه داشته باشید که هر کدوم از قسمتهای مختلف این کتاب زمان خاصی رو می طلبه و استاد مربوطه باید کارشو در طول این زمان به اتمام برسونه. این بحث مفصله جاش اینجا نیست. توضیح دادنش خیلی طول میکشه.

خودمونی عرض کنم اگه می خواهید بفمید که یه کلاس خوبه بوده هست یا نه ؟ شما باید ببینید که چند بار در طول یک ساعت و نیمی که سر کلاس هستید در کلاس صحبت می کنید؟ یعنی به صورت بلند برای همه صحبت می کنید و بقیه دانشجوها  گوش میدن. چند مرتبه استاد از شما می خواهد که حرف بزنید؟ چند تا سوال از شما میکنه؟ این فاکتور خیلی مهمه. فاکتورهای دیگری هم هست مثل وضعیت آب و هوایی کلاس مخصوصا در تابستون + قدرت و تسلط استاد در انتقال مفاهیم و ... . یه مورد دیگه هم هست و اون اینکه برخی استادها سر کلاس تمرین می کنند. برای خودشون تمرین می کنند. تلفظشون رو بهبود می بخشن. سعی می کنند لغات قلمبه سلمبه بکار می برند در اینگونه کلاسها استاد اومده تا زبان یاد بگیره نه شما.

من همیشه گفته ام که اسم و رسم آموزشگاه زیاد مهم نیست بلکه فردی که آموزش میده خیلی مهمه. البته استادهای خوب اکثر اوقات در آموزشگاههای مطرح پیدا میشن. آموزشگاههای مطرح کار استادی که براشون کار میکنه رو زیر نظر دارند چون کارشون تجارت هست.

 

 

مورد بعدی – تلفظ آمریکایی که استادتون بهش اشاره کرده: درسته آمریکایی ها کلمات رو کوتاه و سریع تلفظ می کنند. ادغام هم می کنند و حتی گاهی اوقات ترکیب هم می کنند. یه وقت نگید این دیگه چه زبونیه. زبان فارسی خودمون صد پله از این بدتره. مگه ما حروف یه کلمه رو تغییر نمی دیم؟ مگه ما شنبه رو شمبه نمی گیم؟ مگه ما جمله "آنها رفتند" رو "اونا رفتن" نمی گیم؟ زیاد نگران این مسئله نباشید.

 

 

مورد بعدی – جملات خیابونی: من توصیه نمی کنم که از اول کار سراغ این جور چیزها برید. توجه داشته باشید که برخی از این موارد خیلی زود از زبان بیرون می ره. چه می دونم مثل خیلی از کلماتی که ما خودمون دز زبان فارسی داریم من به شما قول میدم که عبارت " سه شدن - سه شد" تا 5 سال دیگه در زبان فارسی وجود نخواهد داشت. شما سعی نکنید که این موارد رو یاد بگیرید. وقت خودتون رو هدر میدید. البته در طول زبان خوندن به مواردی از این قبیل برخورد می کنید. خود من که سراغ این چیزها نمی رفتم الان خیلی ها شو بلدم. چون در محیط بودم. چون گهگاهی دوستام یکی می گفتن و من هم یاد می گرفتم.

 

 

مورد بعدی – دبیرهای زبان میگفتن لغت یاد بگیر همین کافیه: یه چیزی این وسط فراموش شده. خوب توجه کنید. بعد از انقلاب هدف آموزش و پرورش از تدریس زبان آماده ساختن دانش آموزان و دانشجویان برای خواندن مقالات علمی بوده و نه مکالمه. شما هیچ وقت انتظار نداشته باشید با خونون مطالب کتابهای دبیرستان در حد مکالمه حرفه ای شوید.

کتابهای دبیرستان برای افزایش قدرت درک مطلب شما طراحی شده. وقتی حرف از درک مطلب هست شما باید قواعد گرامری یاد بگیرید + لغات زیاد (همون چیزی که در دبیرستان تا حدودی کار میشه).

اون موقع که شما از استادتون پرسیدید برای بهتر شدن زبانتون چیکار کنید به شما گفته شده که لغت حفظ کنید و این موضوع در جای خودش درست بوده. ولی لغت حفظ کردن برای یادگیری یک زبان لازمه اما کافی نیست.

دونستن لغت بیشتر = درک مطلب بیشتر

 

 

مورد بعدی – تمرین کردن با نوار: من یادمه که به شما گفتم چطور با اون نوارها کار کنید و چند بار هم تاکید کردم که سطح نوار با سطح دانش شما هماهنگ باشه مناسب باشه. اگه سطح نوار بالا باشه وقت گیره و اصلا توصیه نمیشه. روشی هم که به شما گفتم یه روشی بود که شما رو با تلفظ صحیح آشنا می کرد. شما اگه براتون ممکنه یه زحمتی بکشید یکی از اون فایلها رو برای من بفرستید (ایمیل منو دارید؟)  و بگید که تا حالا برای یادگیری زبان چیکارا کردید. بعدش من یه نمونه تست براتون ارسال می کنم تا میزان دانش شما از زبان انگلیسی رو کمی بسنجم و بعد بهتون بگم که با اون نوارها ادامه بدید یا نه!

 

 

مورد بعدی – استفاده از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی: من اکیدا توصیه می کنم که از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی استفاده کنید. اما:

ما یه بحثی داریم در مورد اینکه از دیکشنری انگلیسی به فارسی استفاده بکنیم؟ از دیکشنری انگلیسی به انگلیسی؟ یا هر دو؟ نمی خوام زیاد وارد بحث دیکشنری بشم ولی توصیه من به شما: یه دیکشنری انگلیسی به انگلیسی می خرید اول معنا و مثال انگلیسیش رو نگاه می کنید. به احتمال بسیار زیاد (اگه مبتدی باشید) نمی تونید معنای اون کلمه رو بار اول بگیرید برای همین باید به دیکشنری فارسی تون مراجعه کنید. وقتی فهمیدید که اون کلمه به چه معناست دو مرتبه می روید سراغ دیکشنری انگلیسی به انگلیسیتون و ادامه می دید انقدر ادامه می دید تا کم کم به دیکشنری فارسی نیاز نداشته باشید. به یه نکته دیگه در مورد دیکشنری انگلیسی به انگلیسی اشاره می کنم: با استفاده از دیکشنری انگلیسی به انگیسی شما به نوعی در محیط تمام انگلیسی قرار می گیرید که هنگام یادگیری زبان بسیار مهم است.

اگه این کار رو بکنید بعد از یه مدت دیگه نیازی به دیکشنری فارسی ندارید همونطور که من این روش رو بکار گرفتم و الان نیازی به دیکشنری فارسی ندارم.

 

 

مورد بعدی - در روز چقدر انگلیسی مطالعه می کنید: این نظر شخصی من هست که هیچ وقت نگید چند دقیقه در روز. بهتره بگید چند دقیقه در هفته چون اگه 3 روز پشت سر هم نتونستید زبان بخونید از زبان دلسرد میشید همیشه روی هفته حساب کنید. اما اینکه من چقدر می خونم؟ خب من رشتم زبانه طبیعتا بیشتر از افرادی که در رشته های دیگه هستند. من چون درک مطلبم زیاد هست (نمی خوام خودستایی کنم) هر مقاله عمومی ای در هر زمینه ای که بخوام از اینترنت می گیرم و می خونم. نمونه آخریش روش کشت قارچ بوده که برای یکی از اقوامم گرفتم و خوندمو براش توضیح دادم. بازم میگم شما به جای اینکه بگید چند دقیقه در روز بگید چند دقیقه در هفته.

اینکه چقدر در هفته؟ نمی دونم. ببینید این یه امر نسبی هست. فکر می کنم به جای زمان باید روی تعداد نکات اعم از گرامری و لغت کار کرد.

 

 

مورد بعدی- آیا جملات رو حفظ می کنید؟ به جای حفظ کردن سعی می کنم که بکار ببرم. شما اگه یه جمله رو حفظ کنید مطمئن باشید که موقع صحبت کردن 10 درصد یا حتی کمتر از اون رو بکار می برید. شما موقع مکالمه که نمی تونید به فرد مقابلتون بگید صبر کن تا من اون جمله ای رو که 2 ماه پیش حفظ کردم یادم بیاد و بهت بگم. میشه؟

البته یه سری جملات کم کم حفظتون میشه ولی این که بشینید و  جمله حفظ کنید خیر. من این کار رو توصیه نمی کنم. البته گاهی جملاتی رو که یادداشت می کنید باید  مرور می کنید.

 

 

مورد بعدی – مشکل دبیرها؟ باید واقع بین بود. شما شاید ندونید ولی وقتی قرار هست یه دبیر یه کتاب رو کار بکنه قبل از شروع کارش براش کلاس می زارن و می گن که به این شیوه کتاب رو درس بده. شیوه درس دادن از قبل برای دبیرتعیین شده و گاهی اوقات مشکل از طراحی کتاب هست.

من یه آدمی هستم که اکثر اوقات بخصوص وقتی طرفم مشکل داره حرفمو رک می زنم. حقیقت اینه که خیلی از معلم های ما با زبان مشکل دارند. اکثر به درس دادن وارد نیستند. فکر می کنند که از روش خوندن و رفتن جلو کافیه. این موضوع شاید در مورد ورزش شنا با مانع درست باشه ولی در مورد زبان دوم خیر. خیلی هاشون کلمات رو درست تلفظ نمی کنند. می دونید چرا؟ چون استاد همین معلم هم درست تلفظ نمی کرده. علاوه بر اینها معلم باید سر کلاس به خیلی موارد توجه داشته باشه. یادم نمیره که کلاس چهارم ابتدایی بودم پدرم منو با داداشم گذاشت کلاس زبان. روز اول رفتیم با داداشم سر کلاس و معلم اعداد رو درس داد و فردا از ما پرسید طوری که انگار قیامت بود موقع حساب پس دادن به نحو شدیدی از من می خواست که جوابش رو بدم. منم بلد نبودم ول کردم و اومدم خونه. بعضی اوقات به خودم میگم اگه از چهارم ابتدایی شروع به زبان خوندن کرده بودم الان نیازی نداشتم که 4 سال برم دانشگاه رشته زبان. توی این چند سال اگه هر هفته یه نکته یاد می گرفتم این 4 سال رو یه رشته دیگه می خوندم. البته افسوس گذشته رو نباید خود. من آدمی هستم که میگم باید شکر کرد همین که الان در سن 21 سالگی زبان انگلیسی رو به راحتی متوجه میشم و به راحتی هم صحبت می کنم جای شکر داره.

 

یه سوال از شما دارم:

چرا می خواهید زبان یاد بگیرید؟ می خواهید به کشور خارجی سفر کنید؟ می خواهید مقاله به زبان انگلیسی بخونید؟ می خواهید دروس دبیرستان یا دانشگاه رو پاس کنید؟ چون همه میگن خوبه می خواهید یاد بگیرید؟ چرا؟

 

  
نویسنده : محمد ; ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ خرداد ،۱۳۸٥
تگ ها :